السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

340

تفسير الميزان ( فارسي )

كه هست برايشان بيان مىكند . و اگر اسم اشاره اى را به كار برده كه مخصوص دور است براى بزرگداشت مثلى است كه زده . * ( « فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ . . . » ) * اين آيه نتيجه گيرى از سه آيه قبل است كه مؤمن و كافر را وصف مىكند ، گويا فرموده : وقتى مؤمنين اهل حق باشند ، و خدا آن انعامها را به ايشان بكند ، و كفار ، اهل باطل باشند ، و خدا اعمالشان را خنثى و گمراه كند ، پس مؤمنين بايد در هنگام برخورد با صف كفار با ايشان قتال كنند و اسير بگيرند تا حق كه هدف مؤمنين است زنده شود و زمين از لوث باطلى كه مسير كفار است پاك گردد . پس مراد از « لقاء » در جمله * ( « فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ » ) * برخورد با كفار است در جنگ . و كلمه « ضرب الرقاب » مفعول مطلق است كه در جاى فعل خود نشسته و عاملش در تقدير است ، و تقدير جمله « فاضربوا ضرب الرقاب » است ، يعنى گردنهايشان را بزنيد زدنى كشنده ، چون آسانترين و سريعترين راه كشتن دشمن ، زدن گردن آنها است . * ( « حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ » ) * - در مجمع البيان گفته : كلمه « اثخان » به معناى بسيار كشتن ، و غلبه و قهر بر دشمن است ، و از همين جهت گفته مىشود : « اثخنه المرض » ، يعنى مرضش شديد شد و « اثخنه الجراح » يعنى زخمهاى كارى او بسيار است « 1 » . و در مفردات گفته : « وثقت به ، أثق ، ثقة » به معناى اين است كه من دل به او دادم ، و به او اعتماد و اطمينان دارم . « اوثقته » به معناى اين است كه او را بستم « وثاق » به فتحه واو ، همچنين « وثاق » به كسره واو ، دو اسمند براى وسيله هايى كه با آنها چيزى را مىبندند « 2 » . و كلمه « حتى » غايت گردن زدن را معين مىكند . و معناى جمله چنين است : با كفار آن قدر قتال بكنيد تا قتل در آنان زياد شود ، آن وقت مشغول به اسير گرفتن و بستن دست و پاى اسراء شويد . پس مراد از « شد وثاق » اسير گرفتن و محكم بستن آنان است ، در نتيجه آيه شريفه در اينكه اسير گرفتن را بعد از اثخان قرار داده ، در معناى آيه « ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَه أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ » « 3 » است كه مىفرمايد هيچ پيغمبرى حق ندارد اسير بگيرد ، مگر وقتى كه در زمين غالب شود .

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 97 . ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « وثق » . ( 3 ) سوره انفال ، آيه 67 .